Category: تعلیم

  • شروع دوران آلپینیسموس و آلپین کلوپ ها

    شروع دوران آلپینیسموس و آلپین کلوپ ها

    شروع دوران آلپینیسموس عنوان این مقاله است.

    این مطلب ادامه مقاله دیگری است بنام آشنای بیشتر با کوههای آلپ (لینک مطلب). از شما دعوت میکنم آن مقاله را پیش از خواندن این مطلب مرور فرمائید.

    در مقاله آشنایی بیشتر با کوههای آلپ با جغرافیا و تاریخ کوههای آلپ تا حدودی آشنا شدیم.

    در این مقاله به شروع آلپینیسموس و یا شروع تغییر یک ماجراجویی مد روز به ورزشی هدفمند بصورت حرفه ای و نیمه حرفه ای در مناطق آلپ بویژه در سوییس میپردازم.

    شروع دوران مدرنیته

    با شروع دوران مدرنیته و اوجگیری انقلاب صنعتی و تحولات فرهنگی و علمی در اروپا و تا قبل از شروع جنگ اول جهانی، آن دوران،  دوران تحول و بهبود علمی، سیاسی، هنری و اقتصادی طبقه متوسط و جوان نیز بود.

    مردم بعضی از کشورهای اروپایی مثل انگلستان و فرانسه وضعشان بهتر شده بود و بدنبال کشف ناشناخته‌ها بودند.

    این حس ماجراجویی در بین جوانان، نویسندگان، شاعران و هنرمندان و قشرهای مختلف آن دوران بخصوص بعداز دوران رنسانس اروپا، بسیار همه گیر شده بود.

    دوران طلایی آلپینیسم

    بواسطه امکانات بهتر برای سفر توسط قطار و علاقه به کشف ناشناخته‌ها، طبیعتا پای آنها به عنوان‌ گردشگر بخصوص از انگلستان و آلمان را به آلپ باز کرد و به همراه خود موج درخواست برای فراگیری ورزش محلی اسکی و صعود از کوهستانها را به همراه آورد.

    اولین صعود به کوه مونبلان در فرانسه توسط ژاک بالمات و میشل پاکارد در سال  هزار و هفتصد و هشتاد وشش را شروع  آلپینیسم و دوره بین صعود به کوه مونبلان در فرانسه و صعود چارلز ادوارد ویمپر انگلیسی و تیم سوئیسیش به ماترهورن در سال هزار و هشتصد و شصت و پنج که منجر به مرگ پنج کوهنورد شد، را به عنوان دوران طلایی آلپینیسم در تاریخ کوهنوردی یاد میکنند.

    در طول این دوره بود که ماجراجویان در گروههای مختلف به مناطق شناخته شده آلپ سفر میکردند و قله های اصلی را صعود میکردند. این صعودها به طور گسترده ای توسط بریتانیاییها و تا حدودی آلمانیها رهبری میشد و توسط راهنماهایی از  فرانسه و سوییس و ایتالیا همراهی میشدند.

    [ads2]

    تاسیس اولین آلپاین کلاب کوهنوردی

    در همین دوران بود که آلپاین کلاب بریتانیا در سال هزار و هشتصد و پنجاه و هفت به عنوان اولین کلوپ کوهنوردی شکل گرفت و شروعی شد که کوهنوردی از یک ماجراجویی مد روز به ورزشی هدفمند تغیر شکل بدهد و معنی پیدا کند.

    اما اینها نیمی از  قصه‌های قشنگی است همان شاعران و نویسندها مکتوب کردند! و بعدها نیز بر اساس همان ماجراجراجویی‌ها در موردشان داستانسرای صورت گرفت.

    نقل قولی هست از راینهولد مسنر کوهنورد نامی که میگوید، اکثر قلل آلپ را قبل از کوهنوردان، دهقانان و چوپانان فتح کردند و این جمله واقعا دور از حقیقت نیست.

    با شروع دوران مدرنیته اروپا و تا قبل از شروع جنگ جهانی اول، هجوم ماجراجویان به کوه‌های آلپ و علاقه‌شان به کوهنوردی و اسکی زیاد شد، بخصوص افراد ثروتمندی از بریتانیا. اغلب آن صعودها به قلل بلند آلپ فقط با کمک راهنمایان و افراد محلی امکانپذیر بود.

    مردم نقاط کوهستانی آلپ سویٔیس در آن زمان و در مقایسه با بعضی از کشورهای اروپایی مانند فرانسه، اتریش و انگلستان و آلمان از وضعیت اقتصادی ضعیفی برخوردار بودند اکثرا، به عنوان رعیت برای کلیساها، خان‌های جنگلدار و یا خان‌های دامدار، به کشاورزی، دامداری و یا جنگلداری در ارتفاعات صعب‌العبور آلپ، به زندگی و کار سخت و طاقت‌فرسایٔی مشغول بودند. (فقیر بودند)

    با ورود گردشگران و ماجراجویان،  سرمایه‌گزارانی که انگیزه سیاسی و سلطه‌جوی نیز داشتند، برای راه اندازی خطوط راه‌آهن و راههای ارتباطی حمل و نقل (ترانس آلپ) که تا آن زمان توسط کالسکه انجام میگرفت،  نیز وارد شدند.

    این سرمایه‌گزاران با استخدام کارگرانی محلی از سویٔیس و ایتالیا اقدام به ساخت تونلهای طولانی و جاده‌های باورنکردنی در دل کوههای آلپ، کردند.

    [ads2]

    این موج عظیم ماجراجوی، کم کم باعث شد، افراد محلی که تا آن زمان بکار کولبری ، دامداری و یا کشاورزی مشغول بودند سوار بر موج جدید ماجراجوی و به عنوان بلد منطقه٬ مشغول به فعالیت شوند.

    اغلب آنها تا پیش از آن دوران و بواسطه فعالیت دامداری و بخصوص کولبری  و انتقال بار و مسافر از شمال به جنوب آلپ و برعکس و یا از ایتالیا به سویٔیس و فرانسه، کوهپیمایانی سختکوش، توانمد و پر تجربه‌ای بودند.

    بواسطه درخواست آن گردشگران ماجراجو که پایشان به آلپ باز شده بود، هر روز به تعداد این بلدها و راهنمایان اضافه میشد و بازار پردرامدی شده بود برای افراد پرتجربه و کم تجربه. راهنمایانی که یکشبه مثل قارچ از زمین بیرون آمدند.

    نقل قولی هست از محلیان جنوب سویٔیس و شمال ایتالیا : هرکه بی سرمایه بود، شد کولبر، هرکولبری که بارش به مقصد نرسید، شد راهنما.

    از همین روی راهنمایان محلی که دارای یک و یا چندین توصیه نامه و یا رضایت نامه مکتوب از مهمانان توریست کوهنورد قبلی خود به همراه داشتند، مهمانان و متقاضیان  بیشتری نسبت به راهنمایان دیگر داشتند. گاهی نیز این تفاوت خود و دیگر راهنمایان را با علائمی مثل بستن پارچه‌ای سفید به بازویشان و ایستادن در ایستگاها و پاتوق‌های راهنمایان محلی بنمایش میگذاشتند تا طبیعتگردان مهمان٬ آنها را سریعتر از بین راهنمایان دیگر بیابند.

    سندیکای صنفی راهنمایان کوهستان

    در آن سالها و بواسطه اتفاقات بیشمار و حوادث سهمگین برای کوهنوردان توریست و راهنمایان محلیشان، کمبود یک سازمان هماهنگ کننده بشدت احساس میشد و این شد یکی از دلایلی برای شکل گیری و سازماندهی سندیکای صنفی راهنمایان کوهستان.

    البته با فاصله کمی بعد از شکلگیری آلپین کلوپ‌های در ایتالیا، سویٔیس، اتریش و فرانسه.

    شروع شکلگیری آلپین کلوپ‌ها

    در دوران عصر طلایی صعود کوه‌های سویٔیس، اغلب صعودها توسط و به نام کوهنوردانی از کشور انگلستان که تامین مالی میکردند ثبت میشد در صورتی که راهنمایان و سرپرستان فنی آن صعودها بطور مثال یا فرانسوی ، ایتالیایی و یا سویٔیسی‌ بودند.

    نشریه آلپین کلوپ انگلستان نیز به عنوان تنها نشریه کوهنوردی آنزمان که بچاپ میرسید در این مورد نقش مهمی را بازی میکرد. بطوری که گویا فقط کوهنوردی مدرن در انگلستان وجود دارد و بس!

    [ads2]

    این اتفاقات به دل آلپینیستهای  آلپ چندان خوش نیامد. بخصوص اینکه اولین کلوپ کوهنوردی دنیا در سال «هزار و هشتصد و پنجاه و هفت میلادی» بنام یک کشور خارج از آلپ به ثبت رسیده بود.

    این شد که در تاریخ «نوزدهم آوریل سال هزار و هشتصد و شصت و سه»میلادی یک استاد رشته شیمی از  دانشگاه شهر برن به نام «رودولف زیملر» که خود نیز آلپینیست بود، سی و پنج کوهنورد از نه شهر مختلف سویٔیس را به رستوران ایستگاه راه آهن «شهر اولتن، سویٔیس» دعوت کند تا با هم اولین سنگ بنای تاسیس آلپین کلوپ سویٔیس را بنیان دهند.

    ادارد ویمپر اولین صعود کننده قله ماترهورن

    این کلوپ کوهنوردی در پایان همان سال بیش از «سیصد و پنجاه و هشت» عضو داشت و موفق به ساخت اولین پناهگاه این سازمان، بنام «گرون هورن هوته» ( پناهگاه شاخ سبز و یا چکاد سبز) شد.

    یکسال بعد نیز اولین نشریه رسمی آلپین کلوپ را منتشر کردند. این نشریه امروزه به عنوان فصلنامه آلپین منتشر میشود.

    آلپین کلوپ مردانه و آلپین کلوپ بانوان

    الپین کلوپ سویٔیس تا سال «هزار و نهصد» میلادی چهل و سه شعبه در سرتاسر سویٔیس تاسیس کرد و بیش از شش هزار عضو داشت.

    جالب است که بدانیم به واسطه شرایط آنزمان، این کلوپ، کلوپی مردانه بود، تا اینکه در سال «هزارو نهصد و هجده میلادی» الپین کلوپ مخصوص بانوان نیز تاسیس شد. در در سال «هزار و نهصد و هشتاد میلادی» کلوپ مردان و زنان با هم ادغام شدند. که این نیز داستانهای بسیار جالبی از جدال بین مردان و زنان آلپینیست که اکثرا نیز از یک خانواده بودند، به همراه دارد که در مطلب دیگری به آن میپردازم.

    ساختار تشکیلاتی آلپین کلوپ سوییس

    آلپین کلوپ سویٔیس در سال ۲۰۲۰ میلادی، سالگرد تولد «صدو پنجاه و هفت» سالگیش را با بیش از «یکصدو وپنجاه هزار» عضو فعال و غیر فعال جشن گرفت.

    آلپین کلوپ سوئیس سالیانه حدود «دویست و چهل» کلاس آموزشی برای ردهای سنی مختلف برگزار میکند. از بین این دوره‌ها حدود پنجاه دوره فقط مخصوص مربیان شعبه‌های آلپین کلوپ است.

    در سال ۲۰۱۹ میلادی تعداد ثبت نامها برای تمام دوره‌ها « دوهزار و چهارصد» نفر بود.

    آلپین کلوپ سویٔیس امروز «یکصد و یازده» شعبه و «بیست و دو»  نیمه شعبه دارد، « یکصد و پنجاه و سه» پناهگاه در نقاط مختلف آلپ دارد که توسط افراد خصوصی مدیریت و اداره میشوند و توسط شعبات کلوپ نظارت و کنترل. پناهگاهای آلپین کلوپ سویٔیس به دو دسته تقسیم میشوند. پناهگاهای که در فصل بهار و تابستان سرپرست دارند و جانپناهای که بدون مسئول و نگهبان هستند. اما تمامی آنها از امکانات و استانداره‌های نسبی بسیار بالای برخوردارند.

    آلپین کلوپ سویٔیس امروز با بیش از یکصدو پنجاه هزار عضو فعال و غیر فعال، بزرگترین سازمان مردم نهاد کوهنوردی سویٔیس بشمار میاید و مرتبط است با وزارت ورزش و نوجوانان.

    وظیفه اصلی آلپین کلوپ سوییس تعیین چهار چوبهای فعالیت و اجرای آنها ، آموزش و پرورش ، توسعه و بهبود ورزش کوهنوردی در سطح ملی و ارتباط بین‌المللی با سازمان‌های مرتبط است.

    هر عضو این تشکیلات یک حق رای دارد.

    بسیاری از قوانین، مصوبه‌ها و چهارچوبها، اول به رای‌گیری گذاشته میشود وبعداز تصویب به اجرا در میایند. ریٔیس و اعضای مدیریت کمیته‌های اجرای،  با رای‌گیری مستقیم اعضا انتخاب و عزل میشوند.

    هر عضو رسمی و فعال آلپین کلوپ کوهنوردی سوئیس «یک حق و وظیفه» رای دارد.

    بخشی از بودجه آلپین کلوپ از سازمان ورزش و جوانان تامین میشود و  بخش بزرگی از آن نیز از حق عضویت‌ها، سهم درامدهای پایگاها و پناهگاها تامین میشود.

    [ads2]

     

    در سویٔیس هر جمعیت و یا گروهی با اهداف فعالیت گوناگون امکان این را دارد با ایجاد یک فرم  حقوقی مشخص و با تنظیم اساسنامه و قبول مسیٔولیت مدنی و حقوقی آن،  یک تشکیلات خودگردان بنام فِرّاین ( انجمن، کانون)  راه اندازی کنند و اقدام به عضو گیری کنند.

    افراد معمولا عضو این انجمن‌های ورزشی هستند و یا در گروه‌های کوچک آزاد فعالیت میکنند.

    برای مقایسه: سلسله مراتب در ایران: سازمان ورزش، فدراسیون کوهنوردی و هئیت‌های زیر مجموعه آن، باشگاهها و گروهها)

    گروههای کوچک کوهنوردی میتوانند به یک فراین (فدراسیون)  تبدیل شوند. ولی معمولا اینکار را بخاطر پیچیدگی قانونی انجام نمیدهند.

    مدرسهای کوهنوردی، خصوصی هستند و مرتبط به اتحادیه راهنمایان کوهستان سویس.

    در کنار آلپین ‌کلوپ، جمعیت دوستداران طبیعت،  با حدود سیزده هزار عضو،

    آلپین کلوپ اکادمیک ( متعلق به چند دانشگاه) و اتحادیه راهنمایان کوهستان با حدود هزار دویست عضو فعالیت گسترده دارند.

    آلپین کلوپ سویس یکی از  مسببان ایجاد سازمان امداد هوایی و اتحادیه راهنمایان کوهستان بوده.

    آلپین کلوپ ها یک تشکیلات نیمه حرفه‌ای هستند.

    اتحادیه راهنمایان کوهستان در راس حرم تشکیلات کوهنوردی حرفه‌ای سوئیس قرار دارد که خود زیر مجموعه اتحادیه بین‌المللی راهنمایان است.

    در مورد تشکیلات اتحادیه راهنمایان کوهستان مطلب دیگری دارم که ادامه همین مطلب است. شما را به خوندن آن دعوت میکنم.

    گردآوری و تدوین: امیر سعید احمدی

    رفرنس مطالب: مجله آلپین٬ تجارب شخصی

    [ads2]

  • با سلسله کوه‌های آلپ بیشتر آشنا شویم

    با سلسله کوه‌های آلپ بیشتر آشنا شویم

    با سلسله کوه‌های آلپ بیشتر آشنا شویم.

    دلیل تدوین این مطلب، تعداد سوالهای است که در کانال اینستاگرام توسط دوستان علاقه‌مند کوهنورد مطرح میشود.

    در حین جواب دادن به این سوالهای ارزنده، اغلب احساس میکردم اطلاعاتی که نزد کوهنوردان ایران از کوههای الپ وجود دارد یا ناقص است و یا گاهی قدری با واقعیت متفاوت است.

     دلایل دوری گرفتن کوهنوردان ایران با کوههای آلپ چیست؟

    از نظر من  این فقدان اگاهی نسبت به سلسله کوههای آلپ و دولومیتها،  چند علت اساسی دارد.

    • کوههای هیمالیا بخاطر ارتفاع آنها نزد کوهنوردان ایران از منزلت بیشتری برخوردار است.
    • مشکلات ویزا و سفر، عدم دسترسی مناسب و عدم امکانات سفر و هزینه بسیار بالا برای صعودهای کوهنوردان ایرانی به کشورهای که کوهستانهای آلپ در آنها قرار دارند
    • هزینه صعود به یک قله آلپ اگر بیشتر از یک صعود در هیمالیا نباشد قطعا کمتر نخواهد بود.

    از همین روی برآن شدم تا اطلاعاتی را که حاصل چند ده فعالیت کوهنوردی خودم در آلپ است را گردآوری و با دیگر دوستان کوهنورد به اشتراک بگزارم.

    به امید اینکه شاید روزی با مناسبتر شدن شرایط سفر کوهنوردان ایران و اروپا، این اطلاعات قدری کمک کننده باشد

    و بتوانیم شاهد صعودهای ارزشمند کوهنوردان ایرانی در کوههای آلپ نیز باشیم و آن صعودها فقط به هیمالیا ختم نشود.

    این مقاله قطعا بسیار طولانی خواهد شد و من سعی میکنم آنها را در قسمتهای مختلف تقسیم کنم.

    آلپ چیست؟

    آلپ یک‌کوه نیست بلکه یک رشته کوه است «سلسله جبال آلپ» که در زبان لاتین ( آلپس) نام برده میشود. (ALPS)

    آلپ کجاست؟

    این سلسله کوه های ناپیوسته که از کوه های اطلس شمال آفریقا، در جنوب اروپا و آسیا شروع و حتی فراتر از هیمالیا امتداد دارد را آلپ و یا آلپس میگویند.

    آلپ شمالی

    آلپ شمالی، مرتفعترین و گسترده ترین رشته کوه در اروپا می باشد.  به طول تقریبی هزار و دویست کیلومتر که بین هشت کشور آلپی شامل فرانسه ، سوییس ، موناکو ، ایتالیا ، لیختنشتاین ، اتریش ، آلمان و اسلونی از غرب به شرق کشیده شده است. این رشته کوه از نیس فرانسه تا وین در اتریش گسترده است.

    آلپ جنوبی

    وقتی صحبت از کوههای  آلپ بمیان میایید طبیعتا بیاد کوههای اروپا میافتیم در حالی که رشته کوههای نیز در  جزیره جنوبی کشور نیوزلند وجود دارند که به دلیل زیاد و آب و هوای آن دامنه ها به رشته کوه‌های آلپ جنوبی مشهورند.

    رشته کوه آلپ جنوبی در بیشتر طول جزیره جنوبی کشور نیوزیلند امتداد دارد. و از منطقه‌ای موسوم به پارک ملی نلسون در شمال شرقی تا نزدیک ورودی Milford Sound در جنوب غربی ( حدود۵۰۰ کیلومتر ) امتداد دارد. رشته کوه آلپ جنوبی دارای بلندترین ، طولانی ترین و به شدت یخ زده ترین کوه های کشور نیوزلند و البته قاره اقیانوسیه میباشد.

    گاها در ایران معدودی از کوهنوردان بعضی از مناطق کوهستانهای ایران را آلپ ایران خطاب میکنند. اصولا مقایسه قلل رشته کوه آلپ با رشته کوه البرز مقایسه صحیحی نیست. اما صعود قللی در تخت سلیمان و در رشته کوه زاگروس احساس مشابهه ای را القا میکند.

    شخصا انتصاب قلل زاگروس به الپ ایران را مقایسه ناشایست و اشتباه میدانم. قلل زاگرس و البرز نامهای و میراث پر ارزش و بینظیر خودشان را دارند و مشابهه‌ای ندارند.

    آلپ مرکزی کجاست؟

    آلپ مرکزی و یا بهتر است بگویم بخشی از سلسله کوههای آلپ به آلپ مرکزی مشهورند و بین فرانسه، سوئیس و ایتالیا قرار دارند. بخش گسترده‌ای از آن و بخش بسیار از قله‌های بالای ۴۰۰۰ متری آلپ در این بخش از آلپ قرار دارد.

    چگونگی تشکیل آلپ

    سلسله کوهای آلپ بر اثر تصادم صفحات زمین شناسی افریقا و اوراسیا در طول میلیونها سال ایجاد شده است که باعث شکل گیری قللی مانند مون بلان و ماترهورن گردید.

    آلپ مهد کوهنوردی دنیا

    رشته کوه آلپ به عنوان مهد کوهنوردی و خانه بسیاری از زیباترین کوههای جهان مانند ماترهورن ۴۷۸۷  متر و کوه مون بلان (۴۸۰۹ متر) و قلل بسیار زیبای دیگری شناخته میشود.

    بلندترین قله آلپ چه نام دارد؟

    قله مون بلان در مرز بین فرانسه و ایتالیا با ارتفاع (۴۸۰۹) متر از سطح دریا مرتفع ترین قله رشته کوه آلپ می باشد. گاهی قله مون بلان به عنوان بلندترین قله اروپا نیز شناخته میشود.  این در حالی است که این افتخار از نظر ارتفاع نصیب قله البروس شده است.

    معنی مونبلان به فارسی یعنی کوه سپید.

    این کوه زیبا از لحاظ ارتفاع  در رتبه یازدهمین کوه دنیا قرار دارد.

    جالب است که بدانیم، ارتفاع قله مونبلان (۴۸۰۹) نسبی است و بر اثر تغییرات در بارش و میزان ارتفاع برف گاها تا چند متر متغییر است.

    تعداد قلل بالای چهارهزار متری در آلپ

    سلسله جبال آلپ طبق گواهی فدراسیون جهانی کوهنوردی یو آی ای ای (UIAA) حدود هشتاد و دو قله بالای چهارهزار متری رسمی دارد. اما در این بین قلل جانبی هم وجود دارند که بالای چهارهزار متر هستند که عملا جزو قلل جانبی محسوب میشوند و اگر آنها را نیز بحساب بیاوریم این مجموعه شامل بیش از یکصد قله بیش از چهارهزارمتر ارتفاع میشود.

    بطور مثال قله برایت‌هورن به‌تنهای در طول چهارکیلومتر گسترده‌گی،‌ بیش از پنج قله بالای چهارهزار متری را در خودش جای داده.

    (برایت هورن بفارسی یعنی قله پهن)

    حدود نیمی از این صد قله یعنی چهل و هشت قله بالای چهار‌هزار متری در سویٔیس واقع شده‌اند.

    شرقی ترین قله چهارهزار متری این سلسله جبال یعنی قله برنینا با یال معروفش بنام بیانکا نیز در سویٔیس قرار دارد.

    اکثر قلل بالای سه‌هزاروهشتصد متر این رشته کوه در سرتاسر سال زیر توده عظیمی از یخ و اغلب یخچالهای طبیعی قرارگرفته‌اند.

    بسیاری از توده‌کوههای این سلسله قلل جزو میراث فرهنگی بین‌الملل محسوب میشوند.

    یخچالهای طبیعی آلپ

    در حال حاضر حدود ۱۳۴۲ کیلومتر مربع در آلپ یخچال طبیعی وجود دارد. متاسفانه به دلایل گرمایش زمین ، این حجم بشدت در حال رکود است.

    دومین قله بلند آلپ

    دومین قله بلند آلپ در توده کوههای مونته روزا قرار دارد به اسم دوفور اشپیتزه به ارتفاع چهار هزار و ششصد و سی و چهار متر از سطح دریا.

    توده کوه مونته روزا در خط مرزی بین سویٔیس و ایتالیا قرار دارد. بیش از دها قله  بالای چهارهزار متری را در آغوش خود دارد.

    حجم عظیم و باورنکردنی از برف و یخ و سنگ. چندین یخچال عظیم طبیعی به منطقه مونته روزا ختم میشوند که تصویری زیبا و باور نکردنی خلق میکنند و یا از ارتفاعات آن کوه شروع میشوند. بلندترین قله آن سمت کشور سویٔیس «دوفور اشپیتزه»  نام دارد که بلندترین ارتفاع در سویٔیس محسوب میشود! و حدود صدو شصت متر بسمت جنوب قله سیما آلتا بلندترین قله این کوه به سمت ایتالیا قرار دارد.

    ژنرال دوفور یک فرمانده ارتش سوییس بوده که به احترام خدماتش، اسم قدیمی قله گورنر هورن را با نام ایشان تغییر دادند.

    نکته جالب: قله دوفور اشپیتزه بلندترین قله سوییس است ولی بلند ترین چکاد کوهی که کاملا در سویٔیس واقع شده قله (دوم) ویا (دام) به ارتفاع چهارهزار و پانصد و پنج متر است.

    سالها است که بر سر این موضوع بین علما بحث و جدال است که از کدام چکاد باید به عنوان بلندترین قله سویٔیس نام برده شود. دوفور اشپیتزه که نیمی از آن در ایتالیا قرار دارد و یا از قله دام که کاملا در سوییس است اما قدری کوتاهتر؟

    بلندترین قله های آلپ

    بلندترین قله های رشته کوه آلپ کدامین هستند؟

    قله

    ارتفاع

    کشور

    مون بلان

    ۴۸۱۰ متر

    ایتالیا – فرانسه

    مونته روزا

    ۴۶۳۴ متر

    ایتالیا – سوییس

    دام (دووم)  DOM

    ۴۵۴۵ متر

    سوییس

    ویس هورن

    ۴۵۰۶ متر

    سوییس

    ماترهورن

    ۴۴۷۸ متر

    ایتالیا – سوییس

    دنت بلانش Dent Blanche

    ۴۳۵۷ متر

    سوییس

    گراند کامبین

    ۴۳۱۴ متر

    سوییس

    فینسترآرهورن

    ۴۲۷۳ متر

    سوییس

    گراند ژوراسس

    ۴۲۰۸ متر

    ایتالیا – فرانسه

    ریمپفیش هورن Rimpfischhorn

    ۴۱۹۹

    سوییس

    آلچ هون Aletschhorn

    ۴۱۹۳

    سوییس

    اهمیت کوههای آلپ

    بعد از شناخت جغرافیای آلپ، اکنون باهم به علل بوجود آمدن آلپینیسموس و علت بوجود آمدن سازمانهای مثل آلپین کلوپ و سازمان راهنمایان بین المللی میپردازیم. اما قبل از آن لازم است قدری ساختار ژوپولوتیک آلپ را بهتر بشناسیم.

    کوههای آلپ اروپا برای کشورهای که رشته کوه آلپ در آنها قرار دارد، از لحاظ سیاسی و اقتصادی ، فرهنگی و آب و هوای بسیار مهم است. بخصوص برای کشوری مثل سوئیس که این رشته کوه این کشور را مثل یک دیوار بلند به دو نیم تقسیم کرده. سوئیس شمال آلپ با زبان آلمانی و سوئیس جنوب آلپ با زبان ایتالیایی. وجود این سلسله کوه در سوئیس عاملی شده که چهار کشور همسایه سوئیس از سالیان دور با این کشور مجبور به عقد قراردادهای شوند تا دولت سوئیس همیشه راه ارتباطی بین شمال و جنوب آلپ و غرب و شرق این کشور را باز نگهدارد. حتی یکی از علتهای بیطرفی سوئیس در جنگهای جهانی اول و دوم نیز به همین علت بوده. درک آن وقتی راحتر میشود که بدانیم در آن جنگ خانمانسوز، کشورهای شمال و جنوب سوئیس یعنی آلمان و ایتالیا و کشورهای همسایه شرقی و غربی سوئیس یعنی فرانسه و اتریش با هم متحد و با دیگری ضد بودند. سوئیس عبور و مرور از راها و تونلهای ارتباطی برای همه و بدون در نظر گرفتن جانب کشوری را همیشه تضمین میکند. و این امری است که از صدها سال پیش بدون وقفه انجام شده.

    عبور ناپلئون در اوایل صده هجده میلادی با ارتشی چهل هزار نفره از یکی از گذرگاههای صعب العبور آلپ و در دوران معاصر ساخت چندین تونل عبور و مروز از دل آلپ حکایت از اهمیت این رشته کوه در تاریخ سیاسی و اقتصادی اروپا دارد.

    شایعه هست که نقش صلیب سفید بروی پرچم کشور سوئیس اشاره‌ای به این موضوع دارد.

    البته اصل علت نقش مذهبی آن است.

    این شاهراه بودن در آلپ و بواسطه ورود و سفر  گردشگران در زمستان و تابستان باعث درامدزای برای ساکنین آلپ شده است.

    جمعیت ساکن در آلپ

    در حال حاضر بیش از هجده  میلیون نفر در مناطق آلپ مرکزی سکونت دارند و بطور مستقیم و غیر مستقیم از منابع آن کسب درامد و زندگی میکنند. این جمعیت در کوهای آلپ بین فرانسه٬ ایتالیا٬ اتریش٬ سوئیس٬ تا حدودی جنوب آلمان زندگی میکنند.

    این جمعیت عموما در صنایع گردشگری (کوهنوردی، اسکی)،  جنگلداری، دامداری و صنایع مرتبط با آنها مشغولند. که نشان از اهمیت بالای اقتصادی آلپ برای ساکنینش و دنیا دارد.

    آب و هوای آلپ

    مناطق آلپ در ارتفاعات گوناگون و در فصول مختلف با دارا بودن حدود پنج نوع آب و هوای مختلف در آن٬ سالیانه پذیرای میلیونها گردشگر است،  این حجم از گردشگران و درکنار آن کوهنوردی، اسکی،  جنگلداری، دامداری و صنایع مرتبط با آنها نشان از اهمیت بالای اقتصادی آلپ برای ساکنینش و دنیا دارد.

    رشته کوه های آلپ در  نزدیکی قله تقریبا بدون درخت هستند، اما بیشتر جنگل ها در پای این کوه ها سر برآورده اند. مرتفع ترین جنگل های رشته کوه های آلپ از درختان کاج نوئل، کاج، سیاه‌ کاج یا کاج اروپایی، بلوط، راش و شاه‌بلوط شکل گرفته اند.

    نکته قابل توجه در این است که تا کنون در مناطق آلپی بیش از  ۱۳۰۰ گونه گیاهی کشف شده است.

    در ادامه شما را به ادامه این مطلب با تیتر شروع آلپینیسم و بنیان آلپین کلوپ سوییس دعوت میکنم.

    جمع آوری تدوین: امیر سعید احمدی

  • دره نوردی چیست و چه اصولی دارد

    دره نوردی چیست و چه اصولی دارد

    دره نوردی چیست و چه اصولی دارد و آیا برای انجام آن در قالب تورهای یک روزه احتیاجی به آموزش خاصی داریم؟ و از آن جذابتر اگر به این فعالیت علاقه مند شدم از کجا و به چه شکلی باید شروع کنم؟

    اگر شما هم از آن دسته از عزیزان هستید که جواب این سوالهای مهم برایشان جالب است٬ ادامه این مقاله را که توسط یکی از مربیان پرتوان و سرپرست تورهای دره نوردی آقای رضا اسماعیلی گردآوردی و تدوین شده را، از دست ندهید.

    دره نوردی که در زبان انگلیسی canyoning خوانده می شود در واقع به پیمایش عمق دره هایی گفته می شود  که در زمان پیمایش نیاز به کار با طناب و شنا در حوضچه ها و عبور از جریان های آبی  بعد از آبشارها داشته باشد.

    این رشته ورزشی ممکن است همانند بعضی از رشته های دیگر نیاز به پرش از ارتفاع در میان حوضچه ها و یا پیاده روی های طولانی مثل کوهنوردی نیز داشته باشد و حتی گاها نیاز به صعود های کوتاه سنگنوردی و استفاده از تکنیک های رشته سنگنوردی باشد پس در نتیجه این رشته ورزشی ترکیبی از کوهنوردی سنگنوردی شنا و شیرجه است.

    دره هایی قابل پیمایش به سبک دره نوردی هستند که بستر سنگی دارند و ممکن است نوع سنگ آن از جنس مختلف باشد اما با توجه به اینکه فرود از آبشارها نیاز به ایجاد کارگاههای مصنوعی دارد پس باید دره هایی از جنس سنگ برای ایجاد انکر بولت باشد که به استثنای دره هایی از جنس کنگلومرا که ترکیبی از بستر های سنگ و خاک هستند مابقی دره ها که به عنوان رشته ورزشی دره نوردی قابل پیمایش هستند از جنس انواع سنگها تشکیل شده اند

    دره ها اصول بر اثر فشار آب بر روی سنگها و شسته شدن خاک از لابه لای سنگهای بزرگ و همچنین فرسایش ایجاد شده توسط باد بوجود می آیند و اختلاف ارتفاع از اولین چشمه تا کف آبرفتها باعث بوجود آمدن آبشارهای کوتاه و یا بلند می شوند و از آنجایی که آب روان در هر نقطه ای مسیر خودش را به راحتی پیدا میکند تنگه ها در گذر زمان از میان خاکهای خط القعر بوجود می آیند.

    ورزش دره نوردی در عین حال که بسیار مفرح و دلچسب می باشد می تواند بسیار پر چالش و پر خطر نیز باشد و می توان این رشته ورزشی را به دو صورت کاملا حرفه ای و یا تفریحی انجام داد.

    دره هایی که نیاز به توان جسمی و فنی بالایی ندارد را می توان بعنوان دره های تفریحی با تورهای ورزشی پیمایش کرد و از طبیعت بکر درون دره ها لذت برد اما دره های سخت را باید با آموزش های لازم در این زمینه رفت و ریسک را به حداقل رساند.

    برای آموزش تکنیکهای دره نوردی میتوانید به سایت WWW.KOOHPLUS.COM  مراجعه کنید.

    اصول دره نوردی

    باید گفت که هر پیمایش که در دره های انجام میگیرد دره نوردی نیست و این ورزش را باید طبق اصول تعریف شده خودش انجام داد و هر دره ای نیز جزو دره های مورد مبحث ما نیست. گاها ممکن است شما وارد دره ای بشوید که در مسیر پیمایش به چندین آبشار کوتاه و یا بلند نیز برخورد کنید و در کنار آبشارها مسیرهایی برای پیاده روی تعبیه و یا ساخته شده باشد و صرفا یک مسیر پیاده روی در یک دره را پیمایش کرده اید باید بدانید که این تردد و پیمایش جزو ورزش دره نوردی نیست.

    دره نوردی مستلزم داشتن تجهیزات تخصصی و دانش استفاده از آن و همچنین فرود از آبشارها و شنا و درگیری با جریان های آبی و عبور از تنگه های باریک در ژرفترین قسمتها می باشد که به پیمایش دره هایی که این مساله در آنها وجود دارد دره نوردی می گوییم.

    مثل تمامی رشته های ورزشی کوهنوردی، دره نوردی شامل فصول مختلف و شرایط مختلف است بعنوان مثال دره نوردی در فصل تابستان و زمستان دو مقوله جدا از نظر نوع تجهیزات و تکنیک ها می باشد که همانطور که در کوهنوردی فصل زمستان جزو پر چالشترین فصل هاست در دره نوردی نیز همچنین است.

    دره نوردی در دره های خیس و دره های خشک از نظر نوع تجهیزات و تکنیک ها کاملا متفاوت هستند و همچنین دره هایی که خیس هستند از نظر نوع جریانهای آبی و مقدار آب و دمای آب با هم فرق دارند و یک دره نورد خوب با توجه به شرایط موجود و شرایط آب و هوا نوع تجهیزات و نوع تکنیک و افراد تیم را انتخاب می کند.

    بهترین فصل برای پیمایش دره های خیس از ابتدای خرداد تا انتهای شهریور است که در کشور ما این مساله را به خوبی می توان از تعداد نفرات شرکت کننده در برنامه های دره نوردی متوجه شد اما افراد حرفه ای تر که خود را برای چالش های طبیعت آماده کرده اند این ورزش را در زمانهای دیگر سال که دمای هوا و یا حجم آب و دمای آب کاملا متفاوت است به این ورزش می پردازند که البته این کار به افراد آماتور به هیچ عنوان پیشنهاد نمی شود.

    ریسک ها و خطرات دره نوردی

    اصولا تمامی ورزشهایی که در طبیعت انجام می شود و به نوعی با حیات وحش سر و کار دارد خطرات طبیعی را نیز به دنبال دارد و ما در این قسمت به چند خطر مشخص که ممکن است بیشتر با آن مواجه شوید را به شما توضیح می دهیم.

    ریزش سنگ: با توجه به اینکه این ورزش در اعماق دره ها انجام می شود ریزش سنگ از دامنه کوهها یک امر طبیعی است و گاها ممکن است بر اثر عبور حیوانات از محل سنگهایی به اعماق دره ها پرتاب شده و باعث چالش برای ورزشکار باشد.

    جریان های آبی: به نوعی می توان گفت که بزرگترین چالش برای این رشته ورزشی وجود جریان های آبی مختلف است که در زیر آبشار ها بوجود می آید و سالانه بیشترین آمار حوادث منجر به فوت این رشته را به خود اختصاص داده است و اصولا تمامی دره نوردان حرفه ای با استفاده از تکنیک های این رشته سعی می کنند که از آنها فرار کنند و مسیر دیگری را در دره ها گشایش کنند.

    آب و هوا: تغییرات ناگهانی در بالا دست دره ها می تواند بسیار خطرناک باشد و باعث بارش باران و بالا آمدن آب در عمق دره ها شده و ورزشکاران را به بحران بکشاند زیرا که در دره ها محلی برای پنهان شدن و یا پناه بردن از باران و یا مسیر برای خارج شدن از دره و به محل ایمن رسیدن بسیار سخت پیدا می شود.

    آسیب ها در دره نوردی: بر خلاف کوهنوردی که اگر شخصی دچار آسیب بشود می توان به راحتی از محل حادثه به محل امن رسید و یا مسیر رفته را برگشت در دره نوردی اما باید مسیر رفته را ادامه دهیم و خود را از خروجی ها و یا انتهای دره به محل امن برسانیم و امداد در دره نوردی جزو سخترین نوع امدادهاست.

    و اما خطرات ناشی از تصمیمات اشتباه خود ورزشکاران و یا سرپرست تیم نیز می تواند به مشکلات دامن بزند از جمله چک نکردن وضعیت جوی و یا عدم شناخت منطقه از نظر نوع دره و یا انتخاب اشتباه اعضای تیم برای پیمایش ایمن و یا هر مساله ای که به خود اعضای تیم مربوط باشد.

    همزمان شدن تصمیمات اشتباه سرپرست با یکی از چالش های طبیعت می تواند یک تیم را  درگیر یک بحران جدی بکند.

    وسایل و تجهیزات دره نوردی

    دره نوردی را می توانیم بعنوان یک ورزش سخت از نظر ابزار و تجهیزات معرفی کنیم! زیرا  در حالیکه ورزشکار باید سریع و دارای انعطاف در عملیات فرود و شنا باشد  و تجهیزات سبکی را به همراه داشته باشد. می بایست تمامی تجهیزات ضروری که شامل لوازم شرایط بحرانی تجهیزات مورد نیاز عملیات فنی شامل طناب و ابزارها  کفش و پوشاک مخصوص و غذای اضافی را به همراه داشته باشد و هچنین وکیوم کردن این تجهیزات برای شرایط خیس نیز به نوبه خود مستلزم داشتن تجهیزات عایق بند نیز هست.

    برای همین باید گفت که ورزش دره نوردی یکی از دشوار ترین رشته های طبیعت است.

    تجهیزات مورد نیاز دره نوردی چیست؟

    باید گفت که سطح برنامه های دره نوردی مشخص می کند که چه تجهیزاتی را به همراه داشته باشید تا از برنامه به نحو مطلوب استفاده کنید.

    در این قسمت به معرفی تعدادی از این تجهیزات می پردازیم.

    1. کفش دره نوردی:  متفاوت ترین کفش در طبیعت است که معمولا از جنسی ساخته می شود که به راحتی به خود آب جذب نمی کند و دارای سوراخهای برای تخلیه آب است و چسبندگی بالایی نیز در روی سنگها دارد.
    2.  لباس غواصی Wetsuit وت سوت یکی از اصلی ترین لباس های دره نوردی است. دوام و گرمای وت سوت، بدن شما را در برابر سرما و رطوبت دره ها حفظ می کند این لباسها در سایزهای مختلف از نظر ضخامت وجود دارند که برای شرایط آب و هوای مختلف قابل استفاده هستند و از جنس  نئوپرن تولید می شوند.
    3. کلاه فنی یا ایمنی: کلاه ایمنی یا کلاه فنی که در ورزشهای فنی استفاده می شود دارای استانداردهای مشخصی هستند که از سر شما در برابر برخورد سنگ و یا حجم آب محافظت میکند  و به جرات می توان گفت که یکی از اصلی ترین تجهیزات برای این رشته است.
    4. دستکش:  شاید به نظر نیاید که دستکش های فنی که اصولا از جنس چرم مصنوعی و پارچه های مقاوم تولید شده اند چقدر می تواند در انجام یک برنامه خوب به شما کمک کند اما داشتن این وسیله از دست شما در برابر سایش طناب و  همچنین بر روی سنگهای خزه بسته و همچنین سرما محافظت میکند.
    5. طناب های مخصوص دره نوردی:  یکی دیگر از مهم ترین تجهیزات دره نوردی طناب های مخصوص این رشته است که از نوع طناب های نیمه استاتیک هستند و خاصیت شناوری بر روی آب را نیز دارند  و معمولا به رنگهای روشن و شاد تولید می شوند.
    6. کیسه طناب:  این وسیله به شما کمک میکند که طناب خود رابه راحتی جمع و باز کنید و در زمان پیمایش ها نیز بتوانید طناب را به راحتی حمل کنید.
    7. کیسه ضد آب:  از تجهیزاتی که برای عایق بندی وسایل داخل کوله پشتی استفاده می شود و در سایزهای مختلف و قطرهای مختلف تولید می شود داشتن این وسیله در برنامه های خیس یکی از واجبات است.
    8. ابزار فرود  : برای اینکه از یک مسیر با طناب فرود بیاییم نیاز به وسیله ای داریم که طناب را قابل کنترل کرده و ما به راحتی فرود را انجام بدهیم که در شکلهای مختلف توسط شرکتهای مختلف تولید و ارایه شده اند.
    9. هارنس (Harness): هارنس وسیله ای است که دره نوردان با پوشیدن آن می توانند ایمنی خود را تضمین کنند و تمامی تجهیزات فنی را به حلقه های کناری هارنس برای حمل استفاده کنند  یکی از واجب ترین تجهیزات برای فرود از آبشارها است.
    10. کارابین (Carabiner):  کارابین ها  در واقع اتصال دهنده های هستند که برای ایجاد کارگاه ها و یا نصب طناب  و یا تجهیزات به هر نقطه ای مورد استفاده قرار میگیرند که البته با توجه به نیاز می توان از کارابین هایی با قفل پیجی و یا اتومات و یا کارابین های ساده استفاده کرد که البته در رشته دره نوردی اصولا از کارابین های پیچ استفاده می شود.

    تهیه تنظیم : رضا اسماعیلی

    برای آموزش تکنیکهای دره نوردی میتوانید به سایت WWW.KOOHPLUS.COM  مراجعه کنید.

     

  • رشته کوه دنا و چالش زیبای‌هایش

    رشته کوه دنا و چالش زیبای‌هایش

    مقاله ای زیبا از رشته کوه دنا بقلم آقای محید ملک محمدی

    به نام خالق زیبایی ها

    در این مقاله میخواهیم درباره زیبایی های زاگرس خصوصا دنا بدانیم و بخوانیم.
    قبل از اینکه وارد معرفی رشته دنا بشویم، باید کمی با این منطقه ارتباط برقرار کرد.
    دنا سرزمین کهن ایران بوده،  سرزمین کیخسرو و بیژن و سرادران و پهلوانان نامدار ایران زمین و مردمان مهربان و دلسوخته کهگیلویه و بویر احمد ترک های دامنه های شمالی است .مردمانی که سالها ظلم به انها روا داشته اند اما آنها با چشم دوختن به قلل دنا و اتکای خداوند بر ظلم شوریده و همیشه درس صبر و استقامت آموخته اند. دنا سمبل رادمردی و عزت نفس این مردمان است .
    رشته دنا همچون گوهری بی همتا در میان کوه های ایران زمین میدرخشد .
    خط دنا خطی پر رمز و وراز با بیشینه تاریخی کهن که در افسانه شاهنامه داستان های آن مکرر دیده میشود
    نکته حایز اهمیت این رشته نسبت به سایز رشته های ایران قدمت این منطقه بوده.  در بیشتر قلل دنا فسیل هایی گوناگون با اشکال مختلف دیده میشود
    همچنین چین خوردگی قلل دنا به صورتی بوده که دقیقا یک درس زمین شناسی به ما آموخته وادمی را متحیر میکند. به امید آنکه این نگین درخشان سرزمین محفوظ بماند .

    رشته‌کوه دنا :

    بلندترین و بزرگ‌ترین چین‌خوردگی رشته‌کوه بزرگ زاگرس محسوب می‌شود و دارای خط الراسی به طول تقریبی ۹۰ کیلومتر است. نام این کوه برگرفته از شهری باستانی دهنار (ده انار) در دامنه غربی جنوبی کوه می‌باشد که آثار ویرانه‌های ان در نزدیکی روستاهای خونگاه و دشت رز شهرستان دنا مشهود است. نام این کوه ابتدا کوه ده نار بوده و سپس به دینار و دنا تغییر یافته‌است. ترتیب تغییر نام این کوه در اثر زمان بدین صورت است (دهنار- دینار- دینا- دنا). کوه دنا، بام زاگرس با ارتفاع ۴ هزار و ۴۵۹ متر در استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده‌است رشته‌کوه دنا ۵۲ قله بالای ۴۰۰۰ متر دارد و بیشترین مجموعه قله‌های بالاتر از ۴۰۰۰ متر در ایران به این رشته‌کوه تعلق دارد.

    رشته کوه دنا بر خلاف تصور از یک قله تشکیل نشده است
    بر خلاف تصور رایج، دنا یک قله نیست؛ بلکه رشته کوهی در زاگرس است که از شمال غربی تا جنوب شرقی کشیده شده‌است.

    بر خلاف تصور رایج، دنا یک قله نیست؛ بلکه رشته کوهی در زاگرس است که از شمال غربی تا جنوب شرقی کشیده شده‌است و در مرز سه استان اصفهان، کهگیلویه و بویراحمد و نیز چهارمحال و بختیاری قرارداشته و به سه رشته اصلی و یک رشته فرعی عمودی توسط سه گردنه بیژن، مورگل غربی و پوتک تقسیم می‌گردد.
    دنا از ۲۰ کیلومتری شرق یاسوج آغاز شده و تا ۷۰ کیلومتری شمال غرب در استان اصفهان ادامه می‌یابد.  شهر سی‌سخت مرکز شهرستان دنا در دامن این کوه جای گرفته‌است. با توجه به طول زیاد و ارتفاعات گوناگون، بارش سالانه در این کوه از ۶۰۰ تا ۱۸۰۰ میلی‌متر متغیراست و رودهای زیادی از آن سرچشمه می‌گیرند که در میانشان می‌توان از بشار، خرسان، ریگان، ماربر، مهریان، کوه گل، دیاشم، سریز، تیزاب و دژکرد نام برد.

    منطقه دنا از دیر باز به عنوان یکی از مناطق حفاظت شده ملی شناخته شده است .و وجود پاسگاه های متعدد محیط بانی از غربی ترین قسمت دنا تا شرقی ترین قسمت آن گواه این مدعاست .‌پاسگاه های چون خریدون . کره. آب سپاه .‌به صورت شبانه روزی وظیفه حفاظت از گونه های جانوری و گیاهی این منطقه را به عهده دارند .‌که این وامر در سال های اخیر قوت بیشتری گرفته تا جایی که به وضوح شاهد رشد گونه های جانوری این منطقه هستیم .و جاندارانی چون خرس ، بز، کل ، میش کوهی ، گراز وکبک به وفور در این منطقه یافت میشود .

    خط الراس دنا با بیش از ۴۲ قله بالای چهار هزار متری ، ۶۰ کیلومتر راه هوایی ، و حدود ۹۰ کیلومتر پیمایش آن در زمستان بسیار دشوار است .خط الراسی با قله های پر شیب و گردنه های پست متعدد، مدتهاست که رویای صعود زمستانی این خط الراس
    ذهن بسیار از کوهنوردان را درگیر کرده است .

    رشته فرعی شمال دنا:
    این رشته کمتر شناخته شده و کمتر مورد صعود قرار گرفته است، دارای ۴ قله بالای ۴۰۰۰ متر است که به نام اهرام لوُکوره نیز خوانده شده اند. قله های این مسیر به ترتیب از روستای خفر عبارتند از: حوض دال شمالی، آب اسپید، کل اُواَرزنی و کَل اَسدخانی به گردنه پوتک ختم میگردد.
    قله هایی نظیر : مورگل شمالی . قبله .‌هرم را نمیتوان از روی خط الراس به آنها دسترسی پیدا کرد .وباید از روستای خفر به صورت تک قله صعود کرد و همچنین حوض دال شمالی . کل آب سپید .‌کل اسد خانی . کل اورزانی . در خط الراس فرعی که عمود بر دنا واقع شده اند . جز خط الراس اصلی نیستند .

    تاریخچه صعودهای دنا :

    اولین فعالیت های دنا مربوط به کوهنوردان فارس در دهه ۳۰ شمسی بوده این فعالیت ها مربوط به صعود های حوض دال و بیژن ۱و۲ بوده.
    ۱۳۵۰ اولین صعود زمستانی حوض دال از طریق یال چال زرد صورت میگرد. این صعود توسط آقایان اصغر حقیقت نیک ، حمید مبارزی ، حمید اخگر و محمد صادق حمیدی انجام شده این صعود طی ۲۴ ساعت واز سی سخت به سخت انجام شده است.

    اولین تلاش زمستانه دنا سال ۸۱ توسط رضا کریمی ، حسین قائدی ، امید اکبر زاده ، کاوه کریمی بوده که به دلیل هوای بد و آسیب یکی از نفرات در همان ابتدای برنامه کنسل شد
    دومین تلاش زمستانه دنا سال ۸۷ توسط تیم مشترک کوهیاران وآرش انجام شده که این تلاش توسط رضا کریمی ، کاوه کریمی و آرمان شهپری بوده وباز هم این برنامه به دلایل شرایط جوی ناتمام ماند .

    سومین تلاش زمستانه دنا سال ۹۱ توسط احسان کلانتری و علی کریمی که این برنامه هم به دلیل شرایط جوی نامناسب ناتمام ماند .

    چهارمین تلاش زمستانه دنا سال ۹۳ توسط احسان کلانتری و حسین قائدی با صعود کل خط الراس دنا و با موفقیت همراه بوده پس از آن هیچ تلاش کامل یا به خصوصی بر روی دنا انجام نشده.

    تهیه و تدوین: کوه دنا و چالش زیبای‌هایش

  • زید آیت مالک، مسافر قاچاقی که ستاره دوی استقامت اسپانیا شد

    زید آیت مالک، مسافر قاچاقی که ستاره دوی استقامت اسپانیا شد

    در آخرین دقایق ۳۱ دسامبر ۲۰۰۶ در حالی که اکثر مردم اسپانیا خودشان را آماده جشن سال نو میلادی می‌کردند، زید آیت مالک، شب را در فرار از دست پلیس سپری می‌کرد.

    او و پسر عمویش کمی قبل پس از ۵ ساعت سفر دریایی مخفیانه خودشان را از مراکش به اسپانیا رسانده بودند. آن‌ها گیر نیفتاده بودند و حالا می‌توانستند برای نخستین بار بخت‌شان را روی خاک اروپا امتحان کنند.

    از همان دوران کودکی در کوه‌های اطلس (رشته کوهی در شمال آفریقا)، آیت مالک یک دونده قدرتمند بود. در آن شب دسامبر ۲۰۰۶ اما توانایی ورزشی او مرز بین دستگیری و رهایی را برایش رقم زد.

    این توانایی برای او بعدا تبدیل شد به پنجره‌ای رو به جهانی تازه و کمک کرد هنگام ورود به کشوری که حالا خانه‌ خود می‌داند، در دام نا امیدی نیفتد.

    خانواده آیت مالک، چوپان‌های کوچ‌نشینی بودند که اقامتگاه اصلی‌شان دهکده‌ای در فاصله ۳۵۰ کیلومتری رباط، پایتخت مراکش بود. آن‌ها در یک خیمه زندگی می‌کردند و هر چند هفته یک بار برای چراندن بزهایشان کوچ می‌کردند.

    آیت مالک که خودش هم سال ۱۹۸۴ در یک خیمه به دنیا آمد، کوچک‌ترین فرزند در میان شش بچه‌ پدر و مادرش بود و البته تنها کسی که توانست به مدرسه برود. دوران تحصیل فقط تا ۱۸ سالگی طول کشید و پس از آن باید برای خانواده پول در می‌آورد.

    او در شرکت‌های ساختمانی مراکش واقع در ساحل اقیانوس اطلس مشغول به کار شد و ماهی ۵۰۰ یورو درآمد داشت. سال ۲۰۰۶ او راهی اروپا شد.

    آن سال ۴۰۰۰۰ مهاجر غیرقانونی تلاش کردند وارد اسپانیا شوند. آیت مالک، برادرش سعید و پسر عمویش محمد، در میان معدود مهاجران اقتصادی بودند که توانستند سفرشان را با موفقیت تمام کنند.

    سعید و محمد هم در شرکت‌های ساختمانی کار می‌کردند، اما بیشتر اوقات فراغتی که داشتند صرف جستجو در بندر طنجه برای پیدا کردن قایق‌هایی بود که بتواند آن‌ها را به خاک اروپا برساند. شب قبل از سال نو محمد، آیت مالک را هم قانع کرد تا همراه آن‌ها به بندر برود.

    هیچ چیز از قبل برنامه‌ریزی نشده بود، ولی وقتی که تاکسی جلوی کامیون پارک کرد، محمد ناپدید شد. لحظاتی بعد آیت مالک شنید که محمد از زیر کامیون فریاد می‌زند: “بجنب، جا هست. اگر الان از اینجا نرویم، هرگز نمی‌توانیم.”

    آیت مالک دوید و خودش را به کابل‌هایی که زیر کامیون وصل بودند، آویخت. آن‌ها وارد بندر و سوار کشتی شدند. آن‌های می‌دانستند چه خطری را به جان خریده‌اند. سعید دفعه قبلی که برای خروج تلاش کرده بود، گیر افتاد و قبل از این که آزاد شود، کتک سختی خورده بود.

    از مرز که عبور کردند، آیت مالک و پسر عمویش وارد کامیون شدند. آن‌ها پنج ساعت بدون آب و غذا انتظار کشیدند و وقت‌شان را در مکانی که میان الوارها برای پنهان شدن ساخته بودند، گذراندند.

    کشتی به اسپانیا رسید، کامیون وارد خاک این کشور شد. در کامیون باز شد و تا زمانی که افراد چراغ قوه بدست کامیون را بازرسی می‌کردند، پسرعموها در مخفیگاه میان الوارها، از هیجان در مرز سکته بودند. جای آن‌ها پیدا نشد و ماموریت با موفقیت انجام شد.

    کامیون حدود دو ساعت بی‌حرکت بود تا این که پسرعموها جرات کردند به بیرون بخزند. آن‌ها تابلویی مربوط به شهر مالاگا را دیدند و در کنار اتوبان شروع به راه رفتن کردند.

    پس از حدود ۱۰ کیلومتر سرپناهی را زیر یک گذرگاه اتوبان یافتند. هوا سرد و تاریک بود و آن‌ها بهم تکیه دادند تا بتوانند چرتی بزنند. با شروع سپیده‌دم دوباره راه افتادند.

    مدتی بعد یک ماشین که در جهت مخالف حرکت می‌کرد، سرعتش را کم کرد و شروع به چراغ زدن برای آن‌ها کرد. آیت مالک فکر کرد که یک مسافر قصد کمک به آن‌ها را دارد و سمت ماشین رفت؛ سرنشین‌های ماشین، پلیس بودند.

    در یک لحظه هراس‌انگیز او در کناره اتوبان شروع به دویدن کرد. محمد هم در حالی که تلاش می‌کرد به سوی بوته‌های اطراف فرار کند، دستگیر شد.

    آیت مالک پنهان شد. او از پشت یک درخت دید که محمد را سوار ماشین پلیس کردند و به سمت او راه افتادند. آیت مالک تصمیمش را گرفت و به سوی فنس‌هایی که دو لاین اتوبان را از هم جدا می‌کردند، خیز برداشت. او دوید و دوید. محمد و مامورین پلیس خنده‌شان گرفت: آن‌ها معتقد بودند که حتی فکر کردن به این کار هم احمقانه است. اما او انجامش داد.

    حالا او تنها بود و کسی را نداشت که کمکش کند و ضمن این که یک کلمه هم اسپانیایی نمی‌دانست. سه اتفاق به او کمک کرد تا خودش را به سواحل اندلس برساند.

    اول، هنگامی که به یک پمپ بنزین سر راه رسید، صدایی به زبان عربی به گوشش خورد. آن صدا متعلق به یک زن مراکشی بود که همراه شوهر اسپانیایی‌اش آن جا بودند. آن‌ها به او آب و غذا دادند.

    کمی بعد سرنشینان مراکشی یک ماشین، او را سوار کردند و آیت مالک را به خانه‌شان در نزدیکی استوپنا بردند، اجازه دادند دوش بگیرد، به او لباس دادند و دعوتش کردند مدت بیشتری با خانواده در ساحل آلمریا بماند.

    چند روز بعد وقتی که از یک تلفن عمومی برای اولین بار به خانواده‌اش تلفن کرد، صدای آشنایی به گوشش خورد. صدا متعلق به مردی از دهکده خودشان بود که حالا در مزرعه‌ای کار می‌کرد که به کارگران بیشتری نیاز داشت.

    آیت مالک از میزبانان به خاطر کمکی که به او کرده بودند، تشکر و خداحافظی کرد. زندگی جدیدی انتظار او را می‌کشید.

    نزدیک به سه سال او در مزرعه‌ای واقع در آلمریا زندگی کرد. کار سختی داشت. باید ساعت‌ها زیر آفتاب داغ اندلس گوجه فرنگی و هندوانه می‌چید و به کارهای گلخانه‌ای که آن جا بود، می‌رسید. آن زمان حتی به فکرش هم نرسید که ممکن است، روزی وضعیتش بهتر شود.

    آیت مالک می‌گوید: “وقتی کارد به استخوانم می‌رسید، با خودم فکر می‌کردم که بساطم را جمع کنم و به خانه برگردم. اما راهی که من آمده بودم دیگر برگشتی نداشت. مردم پول زیادی خرج می‌کنند و گاهی سال‌ها انتظار می‌کشند که از مرز رد شوند. من در اولین تلاش موفق شده بودم و موقعیت‌هایی داشتم. تصمیم گرفتم که از شرایط بهترین استفاده را بکنم.”

    سال ۲۰۱۰، او و یک دوستش کاری در یک باغ زیتون پیدا کردند و ۲۷۰ کیلومتر آن‌سوتر، به بائنا در استان کوردوبا رفتند. آن جا بود که اسپانیا سرانجام برایش حکم خانه را پیدا کرد.

    او شروع به یاد گرفتن زبان اسپانیایی کرد، با مردم محلی فوتبال بازی می‌کرد و دویدن را از سر گرفت. همان زمان بود که با یکی از اعضای باشگاه دو و میدانی “مدیا لیگا بائنا” آشنا شد.

    خسوس مورالس، رئیس باشگاه می‌گوید: “از همان برخورد نخست متوجه شدیم که زید مردی آرام و متفکر است که قدر هر فرصتی که بدست بیاورد را می‌داند. او همچنین دونده‌ای سریع با استقامت بالا بود.”

    آیت مالک در خانه‌ای همراه با رفقایش زندگی می‌کرد اما با پایان فصل برداشت زیتون که آن‌ها قصد ترک آن محل را گرفتند، او تصمیم به ماندن گرفت.

    او به طور موقت ساکن سرپناهی شد که صلیب سرخ بائنا برایش تدارک دید و بعد از آن بود که اعضای مدیا لیگا به او کمک کردند که برای خودش آپارتمانی بگیرد. آن‌ها همچنین با خریدن وسایل و دادن پول مسافرت و حق ثبت‌نام به آیت مالک کمک کردند تا در مسابقات محلی شرکت کند.

    آیت مالک شروع به بردن جایزه نقدی در مسابقات جاده‌ای محلی کرد. این پول کمکی بود به درآمد او که از چیدن زیتون بدست می‌آمد. مدیا لیگا سپس به او کمک کرد که یک بورسیه ورزشی از شهرداری محل بگیرد که در گرفتن حق اقامت دائم آیت مالک در سال ۲۰۱۲ نقشی کلیدی داشت.

    او همراه با کارلوس چامورو بچه‌های باشگاه را تمرین می‌داد و چامورو بود که به آیت مالک پیشنهاد داد، دویدن در کوهستان را شروع کند. آیت مالک می‌گوید: “این یادآور دوران کودکی من بود و کوهستانی که تمام دنیایم بود.”

    کمی بعد چامورو یک مسابقه دیگر برای دوست جدیدش پیدا کرد. مسابقه در کوهستان‌های منطقه باسک انجام می‌شد. میزبان مسابقه شهر کوچک زیاما بود که به دلیل مسابقات سالانه‌ای که از سال ۲۰۰۲ برگزار می‌کرد، مشهور بود.

    یک مسابقه ماراتن در کوهستان آیسکوری که ارتفاع آن تا ۲۷۳۶ متر می‌رسید؛ این یک مسابقه افسانه‌ای میان علاقه‌مندان دویدن است که هزاران نفر متقاضی شرکت در آن هستند. این رقابت را می‌توان با مرحله کوهستانی تور دو فرانسه مقایسه کرد.

    ۱۲۵۶۳ نفر در سال ۲۰۲۰ برای حضور در این مسابقه ثبت نام کردند، اما ظرفیت فقط ۵۰۰ نفر بود: ۲۲۵ نفر با قرعه‌کشی انتخاب می‌شدند، ۱۲۵ نفری که در مسابقه‌های قبلی بهترین عملکرد را داشتند نیز اجازه حضور در مسابقه را پیدا می‌کردند و ۱۵۰ نفر هم به انتخاب سازمان‌دهندگان مسابقه، می‌توانستند وارد آن شوند.

    چامورو می‌خواست آیت مالک را در سال ۲۰۱۳ که ۳۲۰۷ نفر متقاضی ورود به مسابقه بودند، به آن تورنمنت ببرد اما می‌دانست که به کمک نیاز دارند.

    او به یکی از آشنایانش به نام نوریا بوگادا زنگ زد. خانم بورگادا در سفر به بائنا آیت مالک را دید و شیوه دویدن او در کوهستان، بوگادا را به یاد پسرش کیلیان خورنت انداخت که چندین دوره قهرمان مسابقه زیما-آیسکوری شده بود.

    خورنت به آینهوا تکوروکا، مدیر مسابقه گفت که حضور آیت مالک می‌تواند “موضوعی جذاب” باشد و او هم موافقت کرد. آیت مالک که دونده‌ای ناشناس بود حالا باید با تعداد دونده سرشناس بین‌المللی مصاف می‌داد.

    مدتی پس از شروع مسابقه، دونده‌های با سابقه چهره ناشناسی را دیدند که در میان پیشتازان مسابقه می‌دوید. هنگامی که آن‌ها به “سانکتی اسپیریتو” در میانه مسیر رسیدند، آیت مالک فقط ۹۰ ثانیه با خورنت که جلوتر از همه می‌دوید، فاصله داشت.

    آیت مالک مسابقه را در کمتر از چهار ساعت و در رتبه چهارم پایان داد. این نمایشی بود که زندگی او را تغییر داد. او با یک تیم حرفه‌ای قرارداد امضا کرد و شروع به شرکت در مسابقه‌های مختلف در گوشه و کنار اروپا کرد.

    در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ او در مسابقات دوی قهرمانی کوهستان اسپانیا اولین ورزشکاری بود که از خط پایان گذشت ولی از آن جایی که هنوز ملیت اسپانیایی نداشت، نام نفر دوم به عنوان قهرمان اسپانیا اعلام شد. سال ۲۰۱۸ ولی سرانجام این عنوان را تصاحب کرد.

    با توجه به قوانین اقامت آیت مالک باید سالی ۱۸۰ روز در برداشت زیتون شرکت می‌کرد تا این که بتواند پروانه اقامتش را تمدید کند. او این وضعیت را به یک فرصت تبدیل کرد و آن را به چشم یک تمرین برای افزایش استقامت نگاه کرد و گفت که این کار به او کمک می‌کرد تا “درک بهتری از رنج کشیدن” داشته باشد.

    ولی برنامه مسابقه‌های او موجب کوتاه‌تر شدن زمان حضورش در فصل برداشت زیتون شد و به عبارت دیگر در سال ۲۰۱۸ که پروانه اقامت تمام می‌شد، او به طور غیرقانونی در این کشور مانده بود. این احتمال وجود داشت که او از کشوری که در ۱۲ سال گذشته، “خانه” می‌نامید، بیرون انداخته شود.

    در این دوران آیت مالک دوستان زیاد پیدا کرده بود. او از سوی یک تیم حرفه‌ای برگزیده شده بود، نه فقط به خاطر توانایی‌هایش بلکه به دلیل شخصیتی که داشت.

    او که همیشه لبخندی به لب داشت تبدیل به یکی از محبوب‌ترین و شاخص‌ترین دونده‌ها در میان ورزشکاران و طرفداران این رشته شده بود. حالا تمامی آن‌ها در شبکه‌های مجازی دست به کار شدند و کارزاری با عنوان #ZaidSeQueda (زید می‌ماند) راه انداختند. این تلاش از سوی رسانه‌های ملی مورد توجه قرار گرفت و دوستش خورنت هم حمایتش از آن را اعلام کرد.

    ماه سپتامبر که آیت مالک در مسابقه ۱۰۹ کیلومتر در کاتالونیا شرکت کرد. یک هفته مانده بود که اجازه اقامت او تمام شود و شماری از تماشاگرانی که در مسیر ایستاده بودند، نام او را فریاد می‌زدند و بنرهایی در دست داشتند که روی آن‌ها نوشته شده بود: “زید می‌ماند.” فریادها هنگامی که او به عنوان نفر دوم از خط مسابقه گذشت، بیشتر هم شد.

    زمان انقضای پروانه اقامت گذشت، ولی یک ماه بعد بود که خبر خوب برای زید آیت مالک از راه رسید. وزارت دادگستری اسپانیا با ارسال نامه‌ای اعطای ملیت اسپانیایی به او را تایید کرد. این عملی است که در شرایط استثنایی انجام می‌شود.

    در نامه‌ای که آیت مالک دریافت کرد نوشته شده بود که او “کاملا جذب” اسپانیا شده است و آن تصمیم بر مبنای “سطح استثنایی و عملکرد ورزشی او که موجب موفقیت‌های جدی ورزشکاران ما شده است”، گرفته شد.

    محمد، پسر عموی او هم حالا ساکن اسپانیا است. او پس از دستگیری توسط پلیس به مراکش بازگردانده شد و تلاش‌های بعدی‌اش برای عبور از مرز هم ناکام ماند، ولی سرانجام توانست اقامت کاتالونیا را بدست آورد.

    آیت مالک می‌گوید: “از دیپورت شدن می‌ترسیدم. زندگی من به آن بسته بود و این وضعیت آسانی نبود، ولی ندایی در درونم بود که می‌گفت اوضاع خراب نخواهد شد.”

    “افرادی که اطراف من بودند موجب شدند که نگرش و باور بهتری پیدا کنم و آن‌ها به من اطمینان دادند که دولت اسپانیا نمی‌گذارد من از کشور اخراج شوم. سرانجام هم درستی حرف آن‌ها اثبات شد. فوق‌العاده خوشحالم.”

    “من خوش‌شانس‌ترین مرد در جهان هستم که این میزان عشق و قدرشناسی از طرف اسپانیا به من داده شده است. نمی‌دانم چگونه می‌توانم از تمام این حمایت‌ها تشکر کنم.”

    آیت مالک نمی‌داند که دقیقا در چه روز سال ۱۹۸۴ در آن خیمه به دنیا آمد. افراد کوچ‌نشین روز تولد را جشن نمی‌گیرند. اما زمانی که او آموزش در اسپانیا را شروع کرد و نیاز به مدرک داشت، تاریخ تولدش ۱/۱/۱۹۸۴ ثبت شد. اما خودش فقط می‌داند که در یکی از روزهای سپتامبر به دنیا آمده است.

    به این ترتیب او تازه ۳۷ ساله شده است، اما هنوز هم یکی از دونده‌های برتر مسابقات جهانی “اسکای رانینگ” (مسابقات دوی کوهستانی) است. مدتی قبل او در مسابقات ۳۱ کیلومتری کربیا سوزین در زینوری اسپانیا قهرمان شد؛ جایی که فقط ۷۰ کیلومتر با زیاما و مسابقه‌ای که “نقش کلیدی در رویاهایم داشت” فاصله دارد.

    آیت مالک حالا می‌تواند در هر جای دنیا که دوست دارد مسابقه دهد از جمله می‌توان به مسابقات فوق ماراتن ماه مارس اشاره کرد که در کاستاریکا و به مسافت ۲۵۰ کیلومتر انجام می‌شود.

    او هنوز یکی از اعضای با ارزش تیم است که هر کجا می‌رود لذتی که خودش از مسابقه دادن می‌برد را با بقیه تقسیم می‌کند. آیت مالک حالا می‌تواند برای اسپانیا مسابقه دهد. او در ژوئیه به رتبه چهارم مسابقات جهانی اسکای رانینگ رسید و به اسپانیا کمک کرد تا قهرمان تورنمنت شود.

    او همچنین در مسابقات قهرمانی اسپانیا، نایب قهرمان شد و به این ترتیب جواز حضور در مسابقات جهانی که سال آینده میلادی در تایلند برگزار می‌شود را بدست آورد.

    حدود ۱۵ سال پس از این که به عنوان یک مسافر قاچاقی وارد اسپانیا شد، آیت مالک حالا با پوشیدن پیراهن تیم ملی این کشور در مسابقات شرکت می‌کند.

    • بن کالینز
    • بی‌بی‌سی